59- 45: 27 مَتّی
89 عیسی
مرگ را * سرزمین آن تمامی تاریکی * ، نهم تا ششم ساعت از 45 فریاد
بلند صدای با عیسی ، نهم ساعت نزدیک 46. گرفت فرا ای
، من خدای ای « یعنی ؟« بَقْتَنی سَ ا لَمّ ، ایلی ، ایلی «: برآورد این
چون حاضران از برخی 47 ؟« واگذاشتی مرا چرا ، من خدای بیدرنگ
آنان از یکی 48.« میخوانَد را ایلیا «: گفتند ، شنیدند را سر
بر و کرد پر تُرشیده شراب از را آن ، آورده اسفنجی و دوید:
گفتند بقیه امّا 49. بنوشد تا برد عیسی دهان پیش و نهاد چوبی ؟«
میآید نجاتش به ایلیا آیا ببینیم تا واگذار خود حال به را او « را خود روح و برآورد فریادی بلند بانگ به دیگر بار عیسی 50 پاره
دو پایین تا بالا از معبد پردۀ ، دم همان در 51. نمود تسلیم شد
گشوده قبرها 52. گردید شکافته سنگها و لرزید زمین. شد.
برخاستند ، بودند میده آرَ که مقدسین از بسیاری بدنهای و شهر به ، عیسی رستاخیز از پس و آمدند در به قبرها از آنها 53.
ساختند نمایان مردم از بسیاری شمار به را خود و رفتند س مقدّ عیسی از نگهبانی مأمور که نفراتش و سربازان فرماندۀ چون
54 سخت
، کردند مشاهده را رویدادها این همۀ و زمینلرزه ، بودند.«
بود خدا پسر او براستی «: گفتند ، شده هراسان نظاره دور از و داشتند حضور آنجا در نیز زنان از بسیاری 55 را
او تا بودند شده روانه عیسی پی از جلیل از آنان. میکردند یعقوب مادر مریم و لیّه مَجدَ مریم آنها میان در 56. کنند
خدمت. بودند بِدی زِ پسران مادر نیز و ، یوسف
و عیسی
تدفین ، نام یوسف ، رامَه اهالی از ثروتمند مردی ، غروب هنگام
57 جسد
و رفت پیلاتُس نزد 58 ، بود شده عیسی شاگرد خودْ که یوسف 59. بدهند وی به داد دستور پیلاتُس. کرد طلب را عیسی
. است ظهر از بعد سه تا ظهر دوازده ساعت از منظور 45: 27.” زمین تمامی“: یا 45:
27