جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب انجیل عیسی مسیح؛ ترجمه هزارهٔ نو | Page 634
6 37
الئودیکیه کلیسای به پیام
بنویس: الئودیکیه کلیسای فرشتۀ «به 14
خداست، آفرینش مبدأ که آن راست، و امین شاهد آن آمین، «آن
نه و سردی نه که میدانم میدانم؛ را تو اعمال 15 میگوید: چنین
نه و گرم نه ولرمی، چون ا ام ّ 16 آن. یــا بودی این یا کاش و گرم.
بیندازم. بیرون دهان از تف چون را تو که نمانده چیزی ســرد،
نیستم”. محتاج چیزی به و اندوختهام مال “دولتمندم؛ میگویی: 17
تو 18 عریانی. و کور و مستمند و اسفانگیز و تیرهبخت که غافلی و
که میدهم پند را
زر
دولتمند تا بخری من از آتش از گذشته ناب
دیده شرمآورت عریانی و کنی تن به تا سفید، جامههای و شوی؛
شوی. بینا و بگذاری خود چشمان بر تا مرهم، و نشود؛
میدارم. دوستشان که میکنم تأدیب و توبیخ را کسانی «من 19
میکوبم. ایســتاده در بر هان 20 کن. توبه و بیا غیرت به پس
درون به بگشاید، رویم به در و بشنود مرا صدای اگر کسی
من. با او و شد خواهم همسفره او با و آمد خواهم
تخت بر من با نشســتن حق را او آید، غالب کــه «هر 21
با و آمدم غالب مــن که همانگونه بخشــید، خواهم خودم
روح که بشنود دارد گوش که آن 22 نشستم. او تخت بر پدرم
میگوید». چه کلیساها به
4
تختنشین و تخت
در گشوده دری رویم پیش اینک و کردم نظر آن از پس
نخست که شیپور بانگ چون صدای
همان و بود، آسمان
آنچه من و بیا، «باال گفت: بار دیگر بود، گفته سخن من با بار
دم در 2 نمود». خواهم تو بر شــود، واقع میباید این از بعد را
داشت قرار آسمان در رویم پیش تختی هان و شــدم روح در
چون ظاهری تختنشین، آن 3 بود. نشسته کسی تخت آن بر و
رنگینکمانی را تخت دور تا دور و داشت عقیق و یشم سنگ
تخت چهار و بیست تخت، گرداگرد 4 بود. فرا گرفته دگون زمر
جامۀ آنان بودند. نشسته پیر چهار و بیست آنها بر و بود دیگر