2: 5 – 7: 4 یعقوب نامۀ 587
، میایستد متکبّران برابر در خدا «.« میبخشد فیض را فروتنان
امّا که ، کنید ایستادگی ابلیس برابر در. باشید خدا تسلیم پس 7 به
نیز او که ، شوید نزدیک خدا به 8. گریخت خواهد شما از پاک
را خود دستهای ، گناهکاران ای. شد خواهد نزدیک شما زار حالِ به 9. سازید طاهر را خود دلهای ، دلان دو ای و ، کنید شما
شادی و ، ماتم به شما خندۀ. کنید زاری و نُدبه و بیفتید را شما تا شوید فروتن خدا حضور در 10. گردد بَدل اندوه
به.
کند سرافراز برادر از که هر. مکنید بدگویی یکدیگر از ، برادران ای 11 بد
شریعت از واقع در ، کند محکوم را او یا و گوید بد خود را
شریعت گاه هر و. است کرده محکوم را شریعت و گفته تنها
امّا 12! هستی آن داورِ بلکه ، مجری نه دیگر ، کنی محکوم یا
برهاند است قادر که همان ، هست داور و شریعتگذار یک!
کنی محکوم را خود همسایۀ که کیستی تو پس. کند
هلاک فردا
به نادرست
فخر آن یا شهر این به فردا یا امروز «: میگویید که شما امّا و 13 به
و برد خواهیم سر به آنجا در را سالی و رفت خواهیم شهر خوب
،« کرد خواهیم فراوان سود و پرداخت خواهیم تجارت زندگی
. شد خواهد چه فردا نمیدانید حتی شما 14: کنید گوش ظاهر
کوتاهزمانی که هستید بُخاری همچون ؟ چیست شما اگر
«: بگویید چنین باید پس 15. میگردد ناپدید بعد و
میشود ». میکنیم چنان و چنین و میمانیم زنده ، بخواهد خداوند ، اینگونه از فخری هر. میکنید فخر تکبّر با شما آنکه حال 16 و
است درست کاری چه بداند که هر ، بنابراین 17! است بد. است کرده گناه ، ندهد انجام را
آن
5
ظالم
ثروتمندان به
هشدار زیرا
، کنید شیون و زاری ، ثروتمندان ای شما امّا و و
شده تباه شما ثروت 2. است انتظارتان در مصیبتها