562
10: 7 – 19: 6
عبرانیان ما
روی پیش که را امیدی تا گریختهایم که ما ، شویم برخوردار لنگری
منزلۀ به ، امید این 19. گیریم چنگ به ، است شده داده قرار درون
محرابِ به که امیدی ، ماست جان برای ایمن و محکم به
و ، ما پیشرو چون عیسی که جایی 20 ، مییابد راه حجاب شده اعظم کاهن جاودانه که همان ؛ شد داخل ، ما از
نمایندگی. ق دِ مِلْکیصِ رتبۀ در ،
است دق ِ لْکیص ِ مِ
کهانت
7
. بود متعال خدای کاهن و سالیم پادشاه ، ق دِ مِلْکیصِ
این
، بازمیگشت پادشاهان دادنِ شکست از که ابراهیم به او همه از شخص همین به ابراهیم و 2. داد برکت را او و
برخورد بعد
و’ پارسایی پادشاه‘ معنی به نخست او نام. داد دهیک چیز اینکه
لحاظ به او 3. است’ صلح پادشاه‘ یعنی’، سالیم پادشاه‘ ایام آغازِ نه و ، است معلوم نسبنامهاش نه و مادر نه و پدر نه باقی کاهن همیشه ، بوده خدا پسر شبیه ، زندگیاش پایان
یا
. میماند ابراهیمِ حتی که بود بزرگی شخص چه او که بنگرید 4
، شریعت حکم بر بنا ، حال 5! داد دهیک او به غنایم از * ک پاتْریارْ برادران که قوم از میباید ، میشوند کاهن که لاوی
فرزندان
. ابراهیماند نسل از نیز آنها هرچند ، بگیرند دهیک ایشانند دهیک ابراهیم از ، نبود لاوی نسل از که شخص این امّا
6 بدون و 7. داد برکت ، بود وعدهها صاحب که را او و
گرفت ، یکی در 8. مییابد برکت بزرگتر از که است کوچکتر ، شک
هک کسی ، دیگری در امّا ؛ میمیرند که میگیرند دهیک کسانی میتوان
حتی 9. است زنده که شده داده شهادت دربارهاش واسطۀ
به ، بود دهیک دریافتکنندۀ که هم لاوی خودِ که گفت ابراهیم
به ق دِ مِلْکیصِ که هنگامی زیرا 10. داد دهیک ابراهیم وجود
ش جدّ لبِ صُ در نیز وقت همان در لاوی ، برخورد. داشت
. است” بزرگ نیای“ معنی به” ک پاتْریارْ“ 4: 7