جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب انجیل عیسی مسیح؛ ترجمه هزارهٔ نو | страница 45

مَتّی 13: ​55 – ‏​‏‎14‎: 12 48
55 مگر او پسر آن نجّ‏ ار نیست ؟ مگر نام مادرش مریم نیست ؟ و
برادرانش یعقوب و یوسف و شَ‏ معون و یهودا نیستند ؟ 56 مگر همۀ خواهرانش در میان ما زندگی نمیکنند ؟ پس این چیزها را از کجا کسب کرده است ؟«‏ 57 پس به نظرشان ناپسند آمد. امّا عیسی به آنان گفت: « نبی بیحرمت نباشد جز در شهر خود و خانۀ خویش!« 58 و در آنجا بهعلت بیایمانی ایشان ، معجزات زیادی نکرد.

14

قتل یحیای تعمیددهنده
در آن زمان آوازۀ عیسی به گوش هیرودیسِ‏ حاکم *
رسید ، 2 و او به ملازمان خود گفت: « این یحیای تعمیددهنده است که از مردگان برخاسته و از همین روست که این قدرتها از او به ظهور میرسد.«
3 و امّا هیرودیس بهخاطر هیرودیا که پیشتر زنِ‏ برادرش
فیلیپُس بود ، یحیی را گرفته و او را بسته و به زندان انداخته بود. 4 زیرا یحیی به او میگفت: « حلال نیست تو با این زن باشی.« 5 هیرودیس میخواست یحیی را بکشد ، امّا از مردم بیم داشت ، زیرا یحیی را به پیامبری قبول داشتند.
6 در روز جشن میلاد هیرودیس ، دختر هیرودیا در مجلس
رقصید و چنان دل هیرودیس را شاد ساخت 7 که سوگند خورد هر چه بخواهد به او بدهد. 8 دختر نیز به تحریک مادرش گفت: « سرِ‏ یحیای تعمیددهنده را همین جا در طَبَقی به من بده.«
9 پادشاه اندوهگین شد ، امّا به پاس سوگند خود و به احترام
میهمانانش دستور داد که به او بدهند. 10 پس فرستاده ، سر یحیی را در زندان از تن جدا کرد ، 11 و آن را در طَبَقی آورده ، به دختر دادند و او نیز آن را نزد مادرش برد. 12 شاگردان یحیی آمدند و بدن او را برده ، به خاک سپردند و سپس رفتند و به عیسی خبر دادند.
14: 1 در یونانی ،“ تِترارْ‏ ک”، که به حاکم هر کدام از چهار بخش آن استان اشاره داشت.