جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب انجیل عیسی مسیح؛ ترجمه هزارهٔ نو | Page 438

48​- ​33: 15 قرنتیان اول
441.« میسازد فاسد را خوب اخلاق ، بد ر معاشِ‏ «: مخورید فریب 33 خدا که بعضی هستند زیرا ؛ مکنید گناه دیگر و بیایید عقل رِ‏ سَ‏ 34
. شوید شرمنده تا میگویم را این. نمیشناسند را فسادناپذیر
بدن با
و برمیخیزند چگونه مردگان «: بپرسد کسی شاید امّا 35 ، میکاری آنچه! ابلهانهای سؤال چه 36 ؟«‏ میآیند بدنی نوع چه کالبدی
، میکاری چیزی که هنگامی 37. نمیشود زنده نمیرد تا را
دانه تنها بلکه ، نمیکاری شد خواهد ظاهر بعد که را کالبدی
خدا امّا 38. دیگر دانههای خواه گندم خواه ، میکاری دانه
نوع هر و میبخشد بدان ، است کرده تعیین خود که را جسمها
همۀ 39. میکند عطا خود به مخصوص کالبدی را را
حیوانات ، است جسم نوع یک را آدمیان. نیستند یکی دارای
نیز ماهیها ؛ دیگر نوعی را پرندگان و ، دیگر نوعی آسمانی
کالبدهای ، همینسان به 40. جسماند از دیگر نوعی آسمانی
کالبدهای جلال امّا. زمینی کالبدهای و دارد وجود.
دیگر نوعی از زمینی کالبدهای جلال و است نوع یک از و ، دیگر جلالی ماه ، دارد را خود خاص جلال خورشید
41 ستارۀ جلال با نیز ستاره هر جلال ؛ دیگر جلالی نیز
ستارگان.
است متفاوت دیگر کاشته
آنچه. است چنین نیز مردگان رستاخیز مورد در 42
رد 43. فسادناپذیر ، برمیخیزد آنچه ؛ است فسادپذیر ، میشود کاشته
ضعف در. برمیخیزد جلال در ، میشود کاشته ذلّت بدنِ‏
، میشود کاشته طبیعی بدنِ‏ 44. برمیخیزد ت قوّ‏ در ، میشود روحانی
بدن ، دارد وجود طبیعی بدن اگر. برمیخیزد روحانی یعنی ، ل اوّ‏ انسانِ‏ «: است شده نوشته چنانکه 45. دارد وجود
نیز
. شد حیاتبخش روحِ‏ ، آخر آدمِ‏ ‏«؛ گشت زنده موجود ، آدم. روحانی آن از پس و ، آمد طبیعی بلکه نیامد ل اوّ‏ روحانی ولی 46 آسمان
از م دوّ‏ انسانِ‏ ؛ خاکی و است زمین از ل اوّ‏ انسانِ‏
47
نیز
خاکیان در ، بود آن واجد خاکی انسان هرآنچه 48. است نیز آسمانیان در ، داراست آسمانی انسان هرآنچه و ؛ دارد
وجود