1: 2 – 21: 1 قرنتیان اول 413 از
نتوانست دنیا ، خدا حکمتِ بر بنا که آنجا از زیرا 21 ؟ است از
که دید مصلحت چنان خدا ، بشناسد را خدا حکمتْ
طریق. بخشد نجات ، میآورند ایمان که را کسانی ، موعظه جهالتِ راه ، حکمت پی در یونانیان و آیتاند خواستار یهودیان زیرا 22 سنگ
را یهودیان که میکنیم وعظ را مصلوب مسیح ما ولی 23 چه
، را فراخواندگان امّا 24 ، جهالت را غیریهودیان و است لغزش.
خداست حکمت و خدا قدرت مسیحْ ، یونانی چه و یهودی ناتوانیِ و حکیمانهتر انسان حکمتِ از خدا جهالتِ زیرا
25. است تواناتر انسان قدرتِ از
خدا دنیوی
حکمت و نتُس قُرِ
ایمانداران را شما خدا که هنگام آن ، را خود وضع ، برادران ای 26 حکیم
، بشری معیارهای با شما بیشتر. آورید نظر در ، خواند فرا نجیبزادگان
یا قدرتمندان از شما بیشتر و ؛ نمیشدید محسوب تا برگزید ، میپندارد جهالت دنیا که را آنچه خدا امّا 27.
نبودید
، د میشمارَ ضعیف دنیا که را آنچه و ؛ سازد خجل را حکیمان را آنچه خدا 28 ؛ سازد شرمنده را قدرتمندان تا کرد
انتخاب برگزید
، را نیستیها بلکه ، میانگارد حقیر و پَست دنیا این که فخر
او حضور در بشری هیچ تا 29 ، سازد باطل را هستیها تا جانب
از که ، هستید عیسی مسیحْ در شما که اوست از 30. نکند و
وسیت قدّ ، پارسایی یعنی ، است شده حکمت ما برای خدا به
، میکند فخر که هر «: است آمده چنانکه تا 31. ما * رهایی.«
کند فخر
خداوند دنیوی
حکمت و پولس
موعظۀ فصاحت
با ، آمدم شما نزد که هنگامی ، برادران ای نیز من شما
به را
2 *
خدا راز که آنگاه ، نیامدم بشری حکمت
و رهانیدن مفهوم حاوی مواقع بسیاری در واژه این یونانی اصل 30:
1. است بها پرداخت با اسیر بردگانِ
.” خدا دربارۀ شهادت“: هفتادتَنان یونانی ترجمۀ نسخههای برخی در 1: 2