18- 7: 7 رومیان
387 کهنۀ راه از نه ، کنیم خدمت روح نوینِ راه از تا شدهایم
آزاد *
. نیست بیش نوشتهای
آنچه گناه
با
کشمکش!
روی هیچ به ؟ است گناه شریعت آیا ؟ گوییم چه پس 7. چیست گناه درنمییافتم هرگز ، نبود شریعت اگر براستی دریابم
نمیتوانستم «، مورز طمع « بود نگفته شریعت اگر زیرا حکمِ
این از سوءاستفاده با گناه امّا 8. چیست ورزیدن طمع.
آورد پدید من در را طمع نوع هر تا یافت فرصت ، شریعت از
جدا من زمانی 9. است مرده گناه ، شریعت از جدا زیرا و
گشت زنده گناه ، آمد حکم چون امّا ؛ بودم زنده شریعتْ
، شود راهبر حیات به میبایست که حکم همان 10. مُردم من از جستن سود با گناه زیرا 11. انجامید من مرگ به عمل در آن
واسطۀ به و فریفت مرا ، بود آورده پدید حکم که فرصتی شریعت
حکمِ و است س مقدّ شریعتْ ، بنابراین 12. کشت مرا.
نیکوست و عادلانه ، س مقدّ نیز! هرگز ؟ شد مرگ باعث من برای ، بود نیکو آنچه آیا پس 13 آورد
پدید من در را مرگ ، بود نیکو آنچه واسطۀ به گناه بلکه طریق
از گناه پلیدی و شود جلوهگر بودنش گناه بدینگونه تا.
برسد اوج به شریعت حکم انسانی
من امّا ، است روحانی شریعت که میدانیم ما 14 نمیدانم
من 15. شدهام فروخته گناه به برده همچون و نفسانیام آن
از که را آنچه بلکه ، میخواهم که را آنچه نه زیرا ، میکنم چه انجام ، نمیخواهم که را آنچه اگر امّا 16. میدهم انجام ،
بیزارم
، صورت این در 17. نیکوست شریعت که میپذیرم پس ، میدهم گناهی بلکه ، میدهم انجام را عمل آن که نیستم من دیگر در
یعنی ، من در که میدانم 18. است ساکن من در که است به میل هرچند زیرا. نیست ساکن نیکویی چیز هیچ * ، من
نَفْس
. است شریعت نوشتۀ منظور 6: 7. 25 آیۀ در همچنین «؛ هستم من که نفسانی انسانِ آن در «: یا 18:
7