جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب انجیل عیسی مسیح؛ ترجمه هزارهٔ نو | Page 355

اعمال رسولان 23: ​26 – ‏​‏‎24‎: 4 358
« 26 از کْلودیوس لیسیاس به عالیجناب فِلیکْسِ‏ والی: سلام ،
27 یهودیان این مرد را گرفته ، قصد کشتنش داشتند ،
امّا من با سربازانم رفته ، نجاتش دادم ، زیرا شنیده بودم رومی است. 28 چون خواستم دریابم از چه سبب بر وی اتهام میزنند ، او را به شورای ایشان بردم. 29 دریافتم که اتهامش مربوط به شریعت خودشان است و چنان جرمی مرتکب نشده که سزاوار اعدام یا حبس باشد. 30 سپس چون آگاه شدم علیه او توطئه کردهاند ، بیدرنگ وی را نزد شما فرستادم. به مدّ‏ عیانش نیز دستور دادم تا شکایتی را که از او دارند ، نزد شما بیاورند.«
31 بدین ترتیب ، سربازان طبق دستور ، شبانه پولس را با خود
تا آنتیپاتْریس بردند. 32 از آنجا به بعد ، تنها سوارهنظام او را ملازمت میکرد و بقیۀ سربازان به قلعه بازگشتند. 33 سوارهنظام چون به قیصریه رسیدند ، نامه را به والی تحویل دادند و پولس را به حضور او آوردند. 34 والی نامه را خواند و از پولس پرسید اهل کدام ایالت است. چون دانست اهل کیلیکیه است ، 35 به او گفت: « وقتی مدّ‏ عیانت اینجا رسیدند ، به سخنت گوش فرا خواهم داد.« سپس دستور داد تا پولس را در کاخ هیرودیس تحت مراقبت نگاه دارند.
محاکمه در حضور فِلیکْ‏ س
پنج روز بعد ، کاهن اعظم ، حَ‏ نانیا ، با چند تن از

24 مشایخ و وکیلی تِرتولُس نام ، شکایات خود را علیه پولس به حضور والی عرضه داشتند. 2 چون پولس را احضار کردند ، تِرتولُس شکایت خود را در حضور فِلیکْس چنین آغاز کرد: « عالیجناب ، چون دیرزمانی است که در سایۀ شما از کمال صلح و آرامش برخورداریم و دوراندیشی شما موجب بهبود وضع این قوم شده است ، 3 وظیفۀ خود میدانیم در هر جا و هر زمان ، مراتب قدردانی خود را معروض بداریم. 4 امّا برای