جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب انجیل عیسی مسیح؛ ترجمه هزارهٔ نو | Page 353
حضور در پاک وجدانی با امروز به تا من «برادران،
نانیا، ح َ اعظم، کاهن گفت، را این چون 2 کردهام». زندگی خدا
دهانش بر تا داد دستور بودند، ایستاده پولس کنار که کسانی به
سفید دیوار ای زد، خواهد را تو «خدا گفت: بدو پولس 3 بزنند.
محاکمه مرا شریعت مطابق تا نشستهای مسند آن بر تو شده!
میدهی؟» زدنم به دستور شریعت، برخالف ا ام ّ کنی،
کاهن «به گفتند: بودند، ایستاده پولس نزدیک که کسانی 4
میکنی؟» اهانت خدا م ِ اعظ
است؛ اعظم کاهن نمیدانستم برادران، «ای گفت: پولس 5
مگو»”. بد را خود قوم “پیشوای شده: نوشته زیرا
برخی و وقی د ّ ص َ آنها از برخی میدانست که پولس آنگاه 6
من برادران، «ای گفت: شــورا در بلند صدای با فَریســیاند،
مردگان رستاخیز به امیدم بهخاطر و فَریسیزادهام، و فَریسی
فَریسیان میان گفت، را این چون 7 میشوم». محاکمه که است
شدند، دسته دو جماعت و درگرفت بحث و جر
وقیان د ّ ص َ و
ا ام ّ روحند، و فرشته وجود و قیامت منکر وقیان د ّ ص َ که چرا 8
دارند. اعتقاد همه اینها به فَریسیان
فَریسی که دین علمای از برخی شد! پا بر عظیم همهمهای 9
مرد این در «خطایی گفتند: اعتراضکنان و برخاستند بودند،
نگفته سخن او با فرشتهای یا روح که معلوم کجا از نمیبینیم.
پولس مبادا ترسید فرمانده که گرفت باال چنان جدال 10 باشد».
و بروند پایین داد دستور سربازان به پس کنند. پاره و تکه را
ببرند. قلعه درون به آورده، در به آنها چنگ از را او
«دل گفت: و ایستاد پولس کنار خداوند شب، همان در 11
در دادی، شهادت من بر اورشلیم در که همانگونه دار! قوی
دهی». شهادت باید نیز روم
پولس قتل توطئۀ
خوردند سوگند چیده، توطئه هم با یهودیان بعد، روز صبح 12
چهل از بیش 13 ننوشند. و نخورند چیزی نکُشند، را پولس تا