338 39-
24: 16 رسولان
اعمال درونی زندان به را آنان ، یافت دستور چنین چون زندانبان
24.
نهاد کُنده در را پاهایشان و افکند و
بودند دعا مشغول سیلاس و پولس ، نیمهشب نزدیک 25 نیز زندانیان دیگر و میکردند ستایش را خدا
سرودخوانان
خر عظیم زمینلرزهای ناگاه که 26 میدادند فرا گوش بدیشان زندان
درهای و درآمد لرزه به زندان اساس که آنگونه ، داد زندانبان 27. ریخت فرو همه از زنجیرها و شد گشوده دم در برکشید
شمشیر ، دید را زندان گشودۀ درهای چون و ، شد بیدار امّا 28. گریختهاند زندانیان میپنداشت زیرا ، بکشد را خود تا مرسان
آسیب خود به «: گفت ، درداده ندا بلند صدای با پولس سراسیمه
و خواست چراغ زندانبان 29!« اینجاییم همه ما که پولس
پای به میلرزید که حالی در و رفت زندان درون به ای
«: پرسید و آورد بیرون را ایشان ، سپس 30. افتاد سیلاس و ؟«
یابم نجات تا کنم چه ، سروران و
تو که آور ایمان مسیح عیسی خداوند به «: دادند پاسخ 31 را
خداوند کلام آنگاه 32.« یافت خواهید نجات خانهات اهل در 33. کردند بیان ، بودند خانهاش در که کسانی همۀ و او برای زخمهایشان
، برداشته را آنها زندانبان ، شب از ساعت همان
. گرفتند تعمید خانهاش اهل همۀ و او بیدرنگ و ، شست را او. گسترد برایشان سفرهای و برد خود خانۀ به را ایشان او 34
. بودند شاد بسیار خدا به آوردن ایمان از خانهاش اهل همۀ و ، فرستاده زندانبان نزد مأمورانی مقامات ، شد روز چون 35 پیغام این از را پولس زندانبان 36!« کن آزاد را مردان آن «:
گفتند
. کنم آزاد را شما که دادهاند دستور مقامات «: گفت و کرد آگاه.« بروید سلامت به و آیید بیرون اینک
پس بدون هستیم رومی که را ما «: گفت پاسخ در پولس امّا 37
. افکندهاند زندان به و زده چوب همگان برابر در و محاکمه بیایند خود بلکه! هرگز ؟ کنند آزادمان خفا در میخواهند
حال.«
آورند بیرون اینجا از را ما و شنیدند چون آنها و ، بازگفتند مقامات به را این مأموران 38
و 39 افتادند هراس به سخت ، رومیاند سیلاس و پولس که