17- 6: 12 رسولان اعمال
325 را پطرس داشت قصد هیرودیس که روزی از قبل شبِ 6 خفته
سرباز دو میان و بسته زنجیر دو به او ، بکِشد محاکمه به فرشتۀ
ناگاه 7. میدادند پاس زندان درِ مقابل نیز نگهبانان و ، بود فرشته
. درخشید زندان درون در نوری و شد ظاهر خداوند!« برخیز زود «: گفت ، کرده بیدار را او و زد پطرس پهلوی
به.
افتاد فرو دستهایش از زنجیرها دم در پطرس
.« کن پا به کفش و ببند را کمرت «: گفت او به فرشته 8 بپیچ
خود بر را ردایت «: گفت او به فرشته سپس. کرد چنین. رفت بیرون زندان از او پی از پطرس پس 9.« بیا من پی از
و ، است واقعی ، میدهد انجام فرشته آنچه که نمیکرد باور امّا م دوّ و ل اوّ نگهبانان از آنها 10. میبیند رؤیا میکرد گمان بلکه. میشد باز شهر به رو که رسیدند آهنینی دروازۀ به و گذشتند بیرون
پس. شد گشوده ایشان مقابل خود به خود دروازه ناپدید
فرشته ناگاه ، رسیدند کوچه انتهای به چون و رفتند. شد دارم یقین دیگر اکنون «: گفت و آمد خود به پطرس آنگاه
11 و
هیرودیس چنگ از مرا و فرستاده را خود فرشتۀ خداوند که.«
است رهانیده ، بودند انتظارش در یهود قوم آنچه به معروف یوحنای مادر مریم خانۀ به ، دریافت را این چون 12
. میکردند دعا و بودند آمده گرد بسیاری آنجا در. رفت مَرقُس در تا آمد رودا نام به خادمهای ، کوبید را خانه درِ پطرس چون 13 ،
شادی فرط از ، شناخت را پطرس صدای چون امّا 14. بگشاید را بر
پطرس «: داشت اعلام و شتافت درون به ، در گشودن بدون!«
است ایستاده در را او اصرار چون امّا ؟« شدهای دیوانه مگر «: گفتند او به
15.«
اوست فرشتۀ لابد «: گفتند ، دیدند در چون ، سرانجام. میزد در همچنان پطرس ، حین این در 16 اشارۀ
با پطرس 17. شدند شگفتی در غرق او دیدن با ، گشودند را خداوند
چگونه که داد شرح و ساخت خاموش را آنان ، دست دیگر
و یعقوب «: گفت سپس. است رهانیده زندان از را او.
رفت دیگر جایی به آنگاه.« سازید آگاه امر این از را برادران