جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب انجیل عیسی مسیح؛ ترجمه هزارهٔ نو | Page 311
بیابد». را
پنداشــتی زیرا باد! نابود خودت با ت ر َ «ز َ گفت: پطرس 20
هیچ خدمت این در تو 21 خرید! پول با میتوان را خدا عطای
نیست. راست خدا حضور در دلت زیرا نداری، قسمتی و سهم
این شاید تا بخواه خداوند از و کن توبه خود شرارت
این از 22
و تلخ هرۀ ز َ از پر که میبینم زیرا 23 شود؛ آمرزیده دلت اندیشۀ
شرارتی». بندهای اسیر
تا کنید دعا خداوند نزد من برای «شــما گفت: معون ش َ 24
نیاید». سرم بر گفتید آنچه
خداوند، کالم اعالم و دادن شهادت از پس یوحنا و پطرس 25
روستاهای از بســیاری در راه طی و بازگشتند اورشلیم به
دادند. بشارت ه ر ِ سام
شی ب َ ح َ خواجهسرای و س پ ُ فیلی
سمت به و «برخیز گفت: س پ ُ فیلی به خداوند فرشتۀ آنگاه 26
میرود». غزه به اورشلیم از که بیابانی راه آن به برو، جنوب
خواجهسرایی به راه در که شــد، روانه و برخاســت پس 27
‘ک دربار بزرگان از که برخورد * شی ب ح
و شه ب َ ح َ ملکۀ ه’ نداک
28
در او بود. آمده اورشلیم به عبادت برای و بود، او خزانهدار
اِشعیای کتاب و بود نشسته خویش ارابۀ بر وطن به بازگشت
برو «نزدیک گفت: س پ ُ فیلی به روح آنگاه 29 میخواند. را نبی
شو». همراه ارابه آن با و
خواجهسرای که شنید و دوید پیش ارابه سوی به س پ ُ فیلی 30
«آیا گفت: او به پس میخواند. را نبی اِشعیای کتاب شی ب َ ح َ
میفهمی؟» میخوانی، آنچه
رهنماییام کســی اگر بفهمم، میتوانم «چگونه گفت: 31
او کنار و شود ســوار کرد خواهش س پ ُ فیلی از پس نکند؟»
بود: این میخواند، که س مقد
کتب از بخشی 32 بنشیند.
است. سودان شمال شه”، ب َ “ح