جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب انجیل عیسی مسیح؛ ترجمه هزارهٔ نو | Page 307

310 38​-
​25: 7 رسولان
اعمال در
برادرانش میکرد گمان موسی 25. ستانْد را مظلوم آن دادِ‏ نجات
را ایشان او دست به میخواهد خدا که یافت خواهند نزاع
که برخورد تن دو به ، بعد روز 26. درنیافتند امّا ، بخشد شما
، مردان ای“: گفت آشتیدادنشان قصد به و ، میکردند ؟”‏
میکنید ستم یکدیگر بر چرا ، برادرید را موسی ، میکرد ستم خویش همسایۀ بر که آن ولی « 27 ساخته
داور و حاکم ما بر را تو کسی چه“: گفت و زد کنار مصری
آن که همانگونه ، بکشی نیز مرا میخواهی آیا 28 ؟ است در
و بگریخت ، شنید را این موسی چون 29 ؟”‏ کشتی دیروز را.
شد پسر دو صاحب آنجا در و گزید غربت مِدیان سرزمین ،
سینا کوه نزدیک ، بیابان در روزی. گذشت سال چهل
« 30 موسی 31. شد ظاهر موسی بر مشتعل بوتهای شعلۀ در فرشتهای نزدیک
از تا رفت پیش چون. کرد حیرت منظره آن دیدن از خدای
هستم من“ 32: که رسید وی به خداوند از خطابی ، بنگرد.” یعقوب خدای و اسحاق خدای ، ابراهیم خدای ،
پدرانت.
بنگرد نکرد جرأت و افتاد موسی اندام بر لرزه جایی
زیرا ، آر در به پا از کفش“: گفت او به خداوند « 33 قوم
تیرهروزی من 34. است س مقدّ‏ زمین ایستادهای آن بر که کردهام
نزول و ، شنیدهام را آنها نالۀ و دیدهام مصر در را خود.”
بفرستم مصر به را تو تا بیا اکنون. آورم بیرون را ایشان تا چه“: گفتند و نپذیرفتند را او ما قوم که است موسی همین « 35 خدا
حالآنکه ؟”‏ است ساخته داور و حاکم ما بر را تو کسی فرستاده
را او ، شد ظاهر وی بر بوته در که فرشتهای دست به و
مصر در که بود او هم 36. باشد آنان رهانندۀ و حاکم تا بود آیات
و معجزات سال چهل بیابان در نیز و سرخ دریای کنار.
آورد بیرون مصر از را ما قوم و داد انجام
، برادرانتان میان از خدا“: گفت بنیاسرائیل به موسی همین « 37 در او هم 38.” انگیخت خواهد بر شما برای من همانند
پیامبری وی
با سینا کوه در که فرشتهای با همراه ، بود جماعت با بیابان کرد دریافت را زنده کلام و ؛ ما پدران با همراه و ، گفت
سخن. برساند ما به
تا