51- 33: 24 لوقا
225 یازده آن آنجا. بازگشتند اورشلیم به و برخاستند بیدرنگ پس
33 این
«: میگفتند 34 ، آمده گرد خود دوستان با که یافتند را رسول ظاهر
معون شَ بر زیرا ، است کرده قیام خداوند که دارد حقیقت داده روی چه راه در که بازگفتند نیز دو آن ، سپس 35.« است
شده
. شناختهاند نان کردن پاره هنگام را عیسی چگونه و شاگردان
بر عیسی
ظهور در خود عیسی که میکردند گفتگو باره این در هنوز 36 ،
ترسان و حیران 37!« باد شما بر سلام «: گفت و ایستاد میانشان اینچنین
چرا «: گفت آنان به 38. میبینند شبحی پنداشتند و
دست 39 ؟ میدهید راه دل به تردید و شک چرا ؟ مضطربید شبحْ
؛ ببینید و بزنید دست من به! هستم خودم. بنگرید را پایم این 40!« دارم من میبینید چنانکه امّا ، ندارد استخوان و گوشت از
آنها 41. داد نشان ایشان به را خود پاهای و دستها و گفت را ایشان
به پس. کنند باور نمیتوانستند حیرت و شادی فرط او به بریان ماهی تکهای 42 ؟« دارید خوردن برای چیزی «:
گفت.
خورد ایشان چشمان برابر در و گرفت را آن 43. دادند شما
با وقتی که است همان این «: گفت ایشان به آنگاه 44 انبیا
کتب و موسی تورات در آنچه تمام اینکه ؛ میگفتم ، بودم.«
پیوندد حقیقت به باید ، است شده نوشته من دربارۀ مزامیر و س مقدّ کتب بتوانند تا ساخت روشن را ایشان ذهن ، سپس
45 مسیح
که است شده نوشته «: گفت ایشان به و 46. کنند درک را ،
خاست خواهد بر مردگان از م سوّ روز در و کشید خواهد رنج خواهد
موعظه قومها همۀ به گناهان آمرزش و توبه او نام به و 47 امور
این شاهدان شما 48. بود خواهد اورشلیم از آن شروع و شد در پس ؛ فرستاد خواهم شما بر را خود پدر موعودِ من 49.
هستید.« شوید آراسته قدرت با اعلی از که آنگاه تا بمانید
شهر آسمان
به عیسی
صعود و برد بِیتعَنْیا نزدیکی تا شهر از بیرون را ایشان سپس
50 حال همان در و 51 ؛ داد برکتشان ، کرده بلند را خود
دستهای