16- 2: 21 لوقا
213
* قِران دو که دید نیز را فقیر بیوهزنی میان آن در 2. میانداختند ، میگویم شما به براستی «: گفت عیسی 3. انداخت صندوق در از
جملگی آنان زیرا 4. داد بیشتر آنان همۀ از فقیر بیوهزن این ،
خود تنگدستی در زن این امّا ، دادند خویش دارایی فزونی.«
داد را خویش روزی
تمامی حاضر
عصر پایان
نشانههای با چگونه که میگفتند سخن معبد وصف در برخی چون
5:
گفت عیسی ، است مزیّن شده وقف هدایای و زیبا سنگهای سنگ بر سنگی ، میبینید اینجا آنچه از که آمد خواهد زمانی
« 6.« ریخت خواهد فرو همه بلکه ماند نخواهد
دیگر نشانۀ و داد خواهد روی کِی وقایع این ، استاد «: پرسیدند
7 گمراه
که باشید بههوش «: داد پاسخ 8 ؟« چیست آنها شدن نزدیک من
“: گفت خواهند و آمد خواهند من نام به بسیاری زیرا ؛ نشوید. مکنید پیروی آنها از”. است رسیده فرا موعود زمان“ و”
همانم
. نهراسید ، میشنوید را آشوبها و جنگها خبر چون و « 9 کار پایان ولی ، دهد رخ وقایعی چنین نخست میباید
زیرا بر
قومی «: گفت آنها به سپس 10.« رسید نخواهد فرا بلافاصله.
خاست خواهند بر دیگر حکومت بر حکومتی و دیگر قوم گوناگون
جایهای در طاعون و قحطی و بزرگ زلزلههای 11 از
مَهیب نشانههای ، داده روی هولناک وقایع و ، آمد خواهد.
شد خواهد ظاهر آسمان خواهند
آزار ، کرده گرفتار را شما ، همه این از پیش امّا
« 12
، من نام بهخاطر و ، سپرد خواهند زندانها و کنیسهها به و رسانید فرصت اینگونه و 13 برد خواهند والیان و پادشاهان نزد را
شما بسپارید
خاطر به خوب را این 14. دهید شهادت تا یافت خواهید به
زیرا 15. بگویید چه خود از دفاع در نباشید نگران پیشاپیش که یارای
را دشمنانتان از هیچیک که داد خواهم حکمتی و کلام شما و
، برادرانتان و والدین حتی 16. نباشد آن با مخالفت یا
مقاومت
. ناچیز ارزش با مسی بود سکهای که”، لِپتون“ ، یونانی متن در 2: 21