5: 20 – 39: 19 لوقا 209 ،
استاد «: گفتند عیسی به جمعیت میان از فَریسیان از برخی 39 میگویم
شما به «: گفت پاسخ در 40!« کن عتاب را شاگردانت!«
آمد خواهند فریاد به سنگها ، شوند خاموش اینان اگر آن
بر ، دید را شهر و شد نزدیک اورشلیم به چون پس 41 میدادی
تشخیص روز این در * نیز تو کاش «: گفت و 42 گریست امّا
. میآورد ارمغان به سلامت و صلح برایت چیز چه که خواهد
فرا زمانی 43. است گشته پنهان چشمانت از که افسوس هر از و ساخت خواهند سنگر تو گرداگرد دشمنانت که
رسید
و 44 ؛ نمود خواهند تنگ تو بر را عرصه ، کرده محاصرهات سو.
کشید خواهند خون و خاک به درونت در را فرزندانت و تو آمدن موعد از زیرا ؛ گذاشت نخواهند جا بر سنگ بر سنگ
و.« ماندی غافل یاریات به
خدا معبد
در
عیسی فروشندگان راندن بیرون به و درآمد معبد صحن به سپس
45 من
خانۀ“ که است شده نوشته «: گفت آنان به و 46 ، نمود آغاز.«
ساختهاید’ راهزنان لانۀ‘ را آن شما امّا ”؛ بود خواهد دعا خانۀ علمای و کاهنان سران امّا. میداد تعلیم معبد در روز هر او 47 برای
راهی ولی 48 ، بودند او کشتن پی در قوم مشایخ و دین سخنان شیفتۀ همه مردم زیرا ، نمییافتند خود مقصود
انجام. بودند
او عیسی
اقتدار دربارۀ
سؤال را
مردم معبد صحن در عیسی که روزها از یکی به دین علمای و کاهنان سران ، میداد بشارت و تعلیم
20 اجازهای چه به ، بگو ما به «: گفتند و 2 آمدند نزدش مشایخ همراه ؟« است داده تو به را اقتدار این کسی چه ؟ میکنی را کارها
این آیا 4 ، بگویید من به ؛ دارم پرسشی شما از نیز من «: داد پاسخ 3 ،
کرده شور هم با آنها 5 ؟« انسان از یا بود آسمان از یحیی
تعمید.»… تو حتی ، تو کاش «: یا 42:
19