26- 12: 14 لوقا
195 شام یا ناهار ضیافتِ چون «: گفت میزبانش به عیسی سپس
12 ثروتمند
همسایگان و خویشان و برادران و دوستان ، میدهی خواهند
دعوت را تو نیز آنان زیرا ؛ مکن دعوت را خویش میهمانی
چون پس 13. یافت خواهی عوض بدینسان و کرد که 14 کن دعوت را کوران و لنگان و معلولان و فقیران ، میدهی به
عوض در که نیست چیزی را آنان زیرا ؛ بود خواهی مبارک.« یافت خواهی پارسایان قیامت در را خود پاداش و ، بدهند
تو بزرگ
ضیافت
مَثَل این بود همسفره عیسی با که میهمانان از یکی چون
15 پادشاهی
ضیافت در که آن حال به خوشا «: گفت ، شنید را ضیافتی
شخصی «: گفت پاسخ در عیسی 16.« د خورَ نان خدا شام
وقت چون 17. کرد دعوت را بسیاری و داد ترتیب بزرگ بیایید
“ ، گوید را دعوتشدگان تا فرستاد را خادمش ، رسید فرا. آوردند عذری یک هر آنها امّا 18.” است آماده چیز همه
که
. ببینم را آن بروم باید که خریدهام مزرعهای“: گفت یکی گاو جفت پنج“: گفت دیگری 19.” بداری معذورم اینکه تمنا دارم
تمنا. بیازمایم را آنها تا راهم در هماکنون و ، خریدهام از
و ، گرفتهام زن تازه“: گفت نیز می سوّ 20.” بداری معذورم خود
سرور و بازگشت خادم پس 21.” بیایم نمیتوانم رو این داد
دستور خادم به و شد خشمگین میزبان. ساخت آگاه را و
کوران و معلولان و فقیران و بشتابد شهر بازار و کوچه به انجام
را دستورت ، من سرور“: گفت خادم 22. بیاورد را لنگان و
جادهها به“: گفت آقایش پس 23.” هست جا هنوز امّا ، دادم ضیافت
به را مردم بهاصرار و برو شهر بیرونِ کورهراههای
زا هیچیک که میگویم شما به 24. شود پر خانهام تا بیاور من » .” چشید نخواهند مرا شام ، دعوتشدگان مسیح
از پیروی
بهای کرد بدیشان رو او. میکرد همراهی را عیسی انبوه جمعیتی 25 ، فرزند و زن ، مادر و پدر از و آید من نزد که هر « 26: گفت
و