190 52-
38: 12
لوقا ، رسد راه از سرورشان چون که خادمانی حال به خوشا
38 و بیدار را ایشان ، م سوّ پاس در چه ، شب م دوّ پاس در
چه.
یابد هوشیار ساعتی چه در دزد میدانست صاحبخانه اگر که بدانید
« 39
سپ 40. زنند دستبرد خانهاش به نمیگذاشت ، آمد خواهد آمد خواهد ساعتی در انسان پسر زیرا ، باشید آماده نیز
شما.«
ندارید انتظار که آوردی ما برای را مَثَل این آیا ، من سرور «: پرسید پطرس 41 امین
مباشر آن پس «: گفت پاسخ در خداوند 42 ؟« همه برای یا خود
خانۀ خادمان سرپرستی به را او اربابش که کیست دانا و به
خوشا 43 ؟ بدهد موقع به را آنان خوراک سهم تا باشد گماشته.
بیند کار مشغول را او ، بازگردد اربابش چون که غلام آن حال. گماشت خواهد خود مایملک همۀ بر را او که بدانید یقین 44 تأخیر
آمدن در ارباب“ که بیندیشد خود با غلام آن اگر امّا 45 و
نوشیدن و خوردن و ، خادمهها و خادمان آزار به و ،” کرده ندارد
انتظار که روزی در اربابش آنگاه 46 ، بپردازد میگساری میان از را او و آمد خواهد نیست آگاه آن از که ساعتی در
و.
افکند خواهد خیانتکاران جایگاه در ، کرده پاره دو خود ، حال این با و میداند را اربابش خواستِ که غلامی
« 47
. خورد خواهد بسیار تازیانۀ ، نمیکند آماده آن انجام برای را که میکند کاری و نمیداند را اربابش خواست که آن امّا
48 او
به که هر. خورد خواهد کمتر تازیانۀ ، است تنبیه سزاوار که
هر و ؛ شد خواهد مطالبه نیز بیشتر او از ، شود داده بیشتر خواهد
بیشتر نیز پاسخگوییاش ، باشد بیشتر مسئولیتش.
بود جدایی
و اختلاف دربارۀ
هشدار کنون تا که کاش ای و ، افروزم آتش زمین بر تا آمدهام من « 49 به
تا فشارم در چه و ، باید تعمیدی مرا امّا 50! بود شده افروخته
؟ آورم زمین به صلح تا آمدهام میبرید گمان آیا 51. رسد انجام از تن پنج میان ، پس این از 52. افکنم جدایی تا آمدهام بلکه ،
نه