جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب انجیل عیسی مسیح؛ ترجمه هزارهٔ نو | Page 179
داشت». خواهی حیات که
من همسایۀ «ولی پرسید: عیسی از خود تبرئۀ برای او ا ام ّ 29
به اورشلیم از «مردی گفت: چنین پاسخ در عیسی 30 کیست؟»
لخت را او آنها افتاد. راهزنان دست به راه در میرفت. اَریحا
قضا از 31 رفتند. و کردند رهایش نیمهجان و زدند، کتک کرده،
افتاد، مرد آن به چشمش چون ا ام ّ میگذشت. راه همان از کاهنی
الویای 32 رفت. جاده دیگر سمت از و کرد کج را خود راه
را مرد آن و رسید آنجا به چون نیز او میگذشت. آنجا از نیز
ا ام ّ 33 رفت. جاده دیگر ســمت از و کرد کج را خود راه دید،
مسافری
دلش دید، را مرد آن و رسید بدانجا چون ری سام
شراب زخمهایش بر و رفت او نزد پس 34 سوخت. او حال بر
خود االغ بر را او سپس بست. را آنها و مالید روغن و ریخت
روز 35 کرد. پرستاری او از و برد کاروانســرایی به و گذاشت
مرد این “از گفت: و داد کاروانسرا صاحب به * دینار دو بعد،
تو به برگردم چون کردی، خرج این از بیش اگر و کن پرستاری
همسایۀ تن، سه این از کدامیک تو نظر به حال 36 داد”. خواهم
به که «آن داد: پاسخ 37 افتاد؟» راهزنان دست به که بود مردی
کن». چنین نیز تو و «برو گفت: او به عیسی کرد». ترحم او
مارتا و مریم منزل در
زنی آنجا در درآمد. دهکدهای به میرفتند، راه در چون 38
خواهری مارتا 39 کرد. دعوت خود خانۀ به را عیسی نام مارتا
به و بود نشسته خداوند پاهای کنار مریم نام. مریم داشــت
مشغول سخت که مارتا ا ام ّ 40 فرا میداد. گوش او ســخنان
تو آیا «سرورم، گفت: و آمد عیسی نزد بود، پذیرایی تدارک
گذاشته تنها پذیرایی کار در مرا خواهرم که نیســت باکی را
داد: جواب خداوند 41 دهد!» یاری مرا که بفرما او به است؟
میکند، مضطرب و نگران بسیار چیزهای را تو مارتا! «مارتا!