180 15-
1: 10
لوقا شاگرد
هفتاد
اعزام تعیین
نیز را دیگر تن هفتاد خداوند ، آن از پس شهر هر به خود پیشاپیش دو به دو را آنها و
فرمود بدیشان 2. داشت بدانجا رفتن قصد که فرستاد دیاری و مالکِ
از ، پس. اندک کارگر امّا ، است فراوان محصول «: گفت.
بفرستد خود محصول دروِ برای کارگران بخواهید محصول کیسۀ 4. میفرستم گرگها میان به برهها چون را شما من! بروید
3 سلام را کسی راه در و ، برمگیرید کفش یا کولهبار یا
پول
: بگویید نخست ، میشوید وارد که خانهای هر به 5. مگویید صلح اهل از کسی خانه آن در اگر 6.” باد خانه این بر سلام
“ به
، وگرنه ؛ گرفت خواهد قرار او بر شما سلام ، باشد سلام و به
چه هر و بمانید خانه آن در 7. گشت خواهد باز شما خود دستمزد
مستحق کارگر زیرا ، بیاشامید و بخورید ، دادند شما
. مکنید مکان نقل دیگر خانۀ به خانهای از. است خویش چه هر ، پذیرفتند بهگرمی را شما و شدید شهری وارد چون 8 و
دهید شفا را آنجا بیماران 9. بخورید ، گذاشتند شما برابر در چون
امّا 10.” است شده نزدیک شما به خدا پادشاهی“: بگویید شهر
آن کوچههای به ، نپذیرفتند را شما و درآمدید شهری به پاهای
بر که را شما شهر خاک حتی ما“ 11: بگویید و بروید پادشاهی
که بدانید امّا. میتکانیم شما بر ، است نشسته ما ،
داوری روز در که بدانید یقین 12.” است شده نزدیک خدا آن
برای تا بود خواهد آسانتر دوم سُ برای مجازات تحمل. شهر زیرا! یْدا بِیتصِ ای ، تو بر وای! زین خورَ ای ، تو بر وای « 13 روی صیدون و صور در شد انجام شما در که معجزاتی اگر مینشستند
خاکستر و پلاس در پیش مدتها آنجا مردم ، میداد برای
مجازات تحمل ، داوری روز در امّا 14. میکردند توبه و ای
تو و 15. شما برای تا بود خواهد آسانتر صیدون و صور تا بلکه ، هرگز ؟ افراشت خواهی سر فلک به تا آیا ،
کَفَرناحوم. افتاد خواهی فرو هاویه اعماق
به
10