جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب انجیل عیسی مسیح؛ ترجمه هزارهٔ نو | Page 167
خشک را آنها گیسوانش با و پرداخت عیسی پاهای شستن به
ریسی
ف چون 39 کرد. عطرآگین و بوسید را او پاهای سپس کرد.
پیامبر براســتی مرد این «اگر گفت: خود با دید، را این میزبان
چگونه و کیست میکند لمســش که زن این میدانست بود،
گفت: او به عیسی 40 است». بدکاره که میدانست - است زنی
«بفرما، گفت: بگویم». تو به چیزی میخواهم ــمعون، ش َ «ای
یکی از داشت: طلب تن دو از «شخصی گفت: عیسی 41 استاد!»
نداشتند چیزی چون ا ام ّ 42 دینار. پنجاه دیگری از * دینار، پانصد
کدامیک تو گمان به حال بخشید. را دو هر بدهی بدهند، او به
«به داد: پاسخ معون ش َ 43 داشــت؟» خواهد دوست بیشتر را او
عیسی شد». بخشــیده و داشت بیشــتری بدهی که آن گمانم
به و کرد اشاره زن آن سوی به آنگاه 44 گفتی». «درست گفت:
برای تو و آمدم، خانهات به میبینی؟ را زن «این گفت: معون ش َ
مرا پاهای اشکهایش با زن این ا ام ّ نیاوردی، آب پاهایم شستن
این ا ام ّ نبوسیدی، مرا تو 45 کرد! خشک گیسوانش با و شست
است. بازنایستاده پاهایم بوسیدن از دمی ورودم، لحظۀ از زن
کرد. عطرآگین را پاهایم او ا ام ّ نمالیدی، روغن من سر بر تو 46
گناهان که روست آن از او بسیار
محبت میگویم، تو به پس 47
کمتر شد، آمرزیده کمتر که آن ا ام ّ است. شده آمرزیده بسیارش
«گناهانت گفت: و کرد زن آن به رو پس 48 میکند». محبت هم
که کیست «این گفتند: یکدیگر با میهمانان 49 شــد!» آمرزیده
را تو «ایمانت گفت: زن آن به عیسی 50 میآمرزد؟» نیز را گناهان
برو!» سالمت به است، داده نجات
8
برزگر ل ث َ م َ
روستا به روستا و شــهر به شهر عیســی آن، از پس
دوازده آن میداد. بشارت خدا پادشاهی به و میگشت
و پلید ارواح از که ز