جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب انجیل عیسی مسیح؛ ترجمه هزارهٔ نو | Page 138

13: ‏​‏‎16‎ – ​46: 15 مَرقُس
141 را
جسد و خرید کتانی پارچهای نیز یوسف 46. سپرد یوسف در
که مقبرهای در و پیچید کتان در ، آورده پایین صلیب از دهانۀ
جلوی سنگی سپس. نهاد ، بود شده تراشیده صخره که دیدند ، یوشا مادر ، مریم و لیّه مَجدَ‏ مریم 47. غلتانید
مقبره. شد گذاشته کجا
عیسی عیسی
رستاخیز و
سالومه و لیّه مَجدَ‏ مریم ، گذشت بّات شَ‏ روز چون بدن

و بروند تا خریدند حنوط ، یعقوب مادر ، ‎16‎مریم ،

سحرگاهان ، هفته روز نخستین در پس 2. کنند تدهین را عیسی یکدیگر
به آنها 3. شدند روانه مقبره سوی به ، آفتاب طلوع هنگام خواهد
مقبره جلوی از ما برای را سنگ کسی چه «: میگفتند بزرگ
بسیار که سنگ آن دیدند ، نگریستند چون امّا 4 ؟«‏ غلتانید وارد
چون 5. است شده غلتانیده کناری به مقبره جلوی از ، بود و
بود نشسته راست سمت بر که دیدند را جوانی ، شدند مقبره به
جوان 6. شدند هراسان او دیدن از. داشت تن بر سفید ردایی هستید
ناصری عیسای جستجوی در شما. مترسید «: گفت ایشان که
جایی. نیست اینجا ؛ است برخاسته او. کشیدند صلیبش بر که و
او شاگردان به و بروید ، حال 7. بنگرید ، بودند نهاده را او پیکر او
آنجا در ؛ میرود جلیل به شما از پیش او که بگویید پطرس به بیرون
زنان پس 8.« بود گفته شما به پیشتر چنانکه ، دید خواهید را حیران و بود افتاده تنشان بر لرزه زیرا ، گریختند مقبره از ،
آمده
. میترسیدند که چرا ، نگفتند چیزی هیچکس به آنها. بودند ، برخاست هفته روز نخستین سحرگاه در عیسی چون
9 ،
بود کرده بیرون دیو هفت او از که لیّه مَجدَ‏ مریم بر نخست زاری
و ماتم در که او یاران به و رفت نیز مریم 10. شد ظاهر شده
زنده عیسی که شنیدند چون آنها امّا 11. داد خبر ، بودند.
نکردند باور ، است دیده را او مریم و که ایشان از تن دو بر دیگر سیمایی با عیسی ، آن از پس 12 را
دیگران و بازگشتند دو آن 13. شد ظاهر ، میرفتند مزارع به. نکردند باور نیز را ایشان سخن امّا ، ساختند آگاه امر این
از