FCHD OPVBIBLE | Page 839

‫ﺑﺮای ﺳﺎﻻر ﻣﻐﻨﯿﺎن. ﻗﺼﯿﺪه داود وﻗﺘﯽ ﮐﻪ دوآغ ادوﻣﯽ آﻣﺪ و ﺷﺎؤل را ﺧﺒﺮ داده، ﮔﻔﺖ ﮐﻪ داود‬ ‫ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ اﺧﯿﻤﻠﮏ رﻓﺖ‬ ‫25‬ ‫ای ﺟﺒﺎر ﭼﺮا از ﺑﺪی ﻓﺨﺮ ﻣﯽﮐﻨﯽ؟ رﺣﻤﺖ ﺧﺪا ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎﻗﯽ اﺳﺖ. 2زﺑﺎن ﺗﻮ‬ ‫ﺷﺮارت را اﺧﺘﺮاع ﻣﯽﮐﻨﺪ، ﻣﺜﻞ اﺳﺘﺮه ﺗﯿﺰ، ای ﺣﯿﻠﻪ ﺳﺎز! 3ﺑﺪی را از ﻧﯿﮑﻮﯾﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ دوﺳﺖ ﻣﯽداری‬ ‫و دروغ را زﯾﺎدﺗﺮ از راﺳﺖ ﮔﻮﯾﯽ، ﺳﻼه. 4ﻫﻤﻪ ﺳﺨﻨﺎن ﻣﻬﻠﮏ را دوﺳﺖ ﻣﯽداری، ای زﺑﺎن ﺣﯿﻠﻪﺑﺎز!‬ ‫5ﺧﺪا ﻧﯿﺰ ﺗﻮ را ﺗﺎ ﺑﻪ اﺑﺪ ﻫﻼک ﺧﻮاﻫﺪ ﮐﺮد و ﺗﻮ را رﺑﻮده، از ﻣﺴﮑﻦ ﺗﻮ ﺧﻮاﻫﺪ ﮐﻨﺪ و رﯾﺸﻪ‬ ‫ﺗﻮ را از زﻣﯿﻦ زﻧﺪﮔﺎن، ﺳﻼه. 6ﻋﺎدﻻن اﯾﻦ را دﯾﺪه، ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺗﺮﺳﯿﺪ و ﺑﺮ او ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺧﻨﺪﯾﺪ: 7»ﻫﺎن‬ ‫اﯾﻦ ﮐﺴﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺧﺪا را ﻗﻠﻌﻪ ﺧﻮﯾﺶ ﻧﻨﻤﻮد ﺑﻠﮑﻪ ﺑﻪ ﮐﺜﺮت دوﻟﺖ ﺧﻮد ﺗﻮﮐﻞ ﮐﺮد و از ﺑﺪی‬ ‫ﺧﻮﯾﺶ ﺧﻮد را زورآور ﺳﺎﺧﺖ.«‬ ‫8و اﻣﺎ ﻣﻦ ﻣﺜﻞ زﯾﺘﻮ