FCHD OPVBIBLE | Page 77

‫اﺳﺮاﺋﯿﻞ. 52از ﺧﺪای ﭘﺪرت ﮐﻪ ﺗﻮ را اﻋﺎﻧﺖ ﻣﯽﮐﻨﺪ، و از ﻗﺎدرﻣﻄﻠﻖ ﮐﻪ ﺗﻮ را ﺑﺮﮐﺖ ﻣﯽدﻫﺪ، ﺑﻪ‬ ‫ﺑﺮﮐﺎت آﺳﻤﺎﻧﯽ از اﻋﻠﯽ' و ﺑﺮﮐﺎت ﻟﺠﻪای ﮐﻪ در اﺳﻔﻞ واﻗﻊ اﺳﺖ، و ﺑﺮﮐﺎت ﭘﺴﺘﺎﻧﻬﺎ و رﺣﻢ.‬ ‫62ﺑﺮﮐﺎت ﭘﺪرت ﺑﺮ ﺑﺮﮐﺎت ﺟﺒﺎل ازﻟﯽ ﻓﺎﯾﻖ آﻣﺪ، و ﺑﺮ ﺣﺪود ﮐﻮﻫﻬﺎی اﺑﺪی و ﺑﺮ ﺳﺮ ﯾﻮﺳﻒ ﺧﻮاﻫﺪ‬ ‫ﺑﻮد، و ﺑﺮ ﻓﺮق او ﮐﻪ از ﺑﺮادراﻧﺶ ﺑﺮﮔﺰﯾﺪه ﺷﺪ.‬ ‫72»ﺑﻨﯿﺎﻣﯿﻦ، ﮔﺮﮔﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯽدرد. ﺻﺒﺤﮕﺎﻫﺎن ﺷﮑﺎر را ﺧﻮاﻫﺪ ﺧﻮرد، و ﺷﺎﻣﮕﺎﻫﺎن ﻏﺎرت‬ ‫را ﺗﻘﺴﯿﻢ ﺧﻮاﻫﺪ ﮐﺮد.« 82ﻫﻤﻪ اﯾﻨﺎن دوازده ﺳﺒﻂ اﺳﺮاﺋﯿﻠﻨﺪ، و اﯾﻦ اﺳﺖ آﻧﭽﻪ ﭘﺪر اﯾﺸﺎن، ﺑﺪﯾﺸﺎن‬ ‫ﮔﻔﺖ و اﯾﺸﺎن را ﺑﺮﮐﺖ داد، و ﻫﺮ ﯾﮏ را ﻣﻮاﻓﻖ ﺑﺮﮐﺖ وی ﺑﺮﮐﺖ داد.‬ ‫92ﭘﺲ اﯾﺸﺎن را وﺻﯿﺖ ﻓﺮﻣﻮده، ﮔﻔﺖ: »ﻣﻦ ﺑﻪ ﻗﻮم ﺧﻮد ﻣﻠﺤﻖ ﻣﯽﺷﻮم، ﻣﺮا ﺑﺎ ﭘﺪراﻧﻢ در‬ ‫ﻣﻐﺎرهای ﮐﻪ در ﺻﺤﺮای ﻋﻔﺮون ﺣﺘﯽ اﺳﺖ، دﻓﻦ ﮐﻨﯿﺪ. 03در ﻣﻐﺎرهای ﮐﻪ در ﺻﺤﺮای ﻣﮑﻔﯿﻠﻪ اﺳﺖ،‬ ‫ﮐﻪ در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻣﻤﺮی در زﻣﯿﻦ ﮐﻨﻌﺎن واﻗﻊ اﺳﺖ، ﮐﻪ اﺑﺮاﻫﯿﻢ آن را ﺑﺎ آن ﺻﺤﺮا از ﻋﻔﺮون ﺣﺘﯽ ﺑﺮای‬ ‫ﻣﻠﮑﯿﺖ ﻣﻘﺒﺮه ﺧﺮﯾﺪ. 13آﻧﺠﺎ اﺑﺮاﻫﯿﻢ و زوﺟﻪاش، ﺳﺎره را دﻓﻦ ﮐﺮدﻧﺪ؛ آﻧﺠﺎ اﺳﺤﺎق و زوﺟﻪ او رﻓﻘﻪ‬ ‫را دﻓﻦ ﮐﺮدﻧﺪ؛ و آﻧﺠﺎ ﻟﯿﻪ را دﻓﻦ ﻧﻤﻮدم. 23ﺧﺮﯾﺪ آن ﺻﺤﺮا و ﻣﻐﺎرهای ﮐﻪ در آن اﺳﺖ از ﺑﻨﯽﺣﺖ‬ ‫ﺑﻮد.« 33و ﭼﻮن ﯾﻌﻘﻮب وﺻﯿﺖ را ﺑﺎ ﭘﺴﺮان ﺧﻮد ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺎن ﺑﺮد، ﭘﺎﯾﻬﺎی ﺧﻮد را ﺑﻪ ﺑﺴﺘﺮ ﮐﺸﯿﺪه، ﺟﺎن‬ ‫ﺑﺪاد و ﺑﻪ ﻗﻮم ﺧﻮﯾﺶ ﻣﻠﺤﻖ ﮔﺮدﯾﺪ.‬ ‫05‬ ‫و ﯾﻮﺳﻒ ﺑﺮ روی ﭘﺪر ﺧﻮد اﻓﺘﺎده، ﺑﺮ وی ﮔﺮﯾﺴﺖ و او را ﺑﻮﺳﯿﺪ. 2و ﯾﻮﺳﻒ‬ ‫ﻃﺒﯿﺒﺎﻧﯽ را ﮐﻪ از ﺑﻨﺪﮔﺎن او ﺑﻮدﻧﺪ، اﻣﺮ ﻓﺮﻣﻮد ﺗﺎ ﭘﺪر او را ﺣﻨﻮط ﮐﻨﻨﺪ. و ﻃﺒﯿﺒﺎن، اﺳﺮاﺋﯿﻞ را ﺣﻨﻮط‬ ‫ﮐﺮدﻧﺪ. 3و ﭼﻬﻞ روز در ﮐﺎر وی ﺳﭙﺮی ﺷﺪ، زﯾﺮا ﮐﻪ اﯾﻦ ﻗﺪر روزﻫﺎ در ﺣﻨﻮط ﮐﺮدن ﺻﺮف ﻣﯽﺷﺪ،‬ ‫و اﻫﻞ ﻣﺼﺮ ﻫﻔﺘﺎد روز ﺑﺮای وی ﻣﺎﺗﻢ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ. 4و ﭼﻮن اﯾﺎم ﻣﺎﺗﻢ وی ﺗﻤﺎم ﺷﺪ، ﯾﻮﺳﻒ اﻫﻞ ﺧﺎﻧﻪ‬ ‫ﻓﺮﻋﻮن را ﺧﻄﺎب ﮐﺮده، ﮔﻔﺖ: »اﮔﺮ اﻵن در ﻧﻈﺮ ﺷﻤﺎ اﻟﺘﻔﺎت ﯾﺎﻓﺘﻪام، در ﮔﻮش ﻓﺮﻋﻮن ﻋﺮض ﮐﺮده،‬ ‫ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ: 5"ﭘﺪرم ﻣﺮا ﺳﻮﮔﻨﺪ داده، ﮔﻔﺖ: اﯾﻨﮏ ﻣﻦ ﻣﯽﻣﯿﺮم؛ در ﻗﺒﺮی ﮐﻪ ﺑﺮای ﺧﻮﯾﺸﺘﻦ در زﻣﯿﻦ‬ ‫ﮐﻨﻌﺎن ﮐﻨﺪهام، آﻧﺠﺎ ﻣﺮا دﻓﻦ ﮐﻦ." اﮐﻨﻮن ﺑﺮوم و